العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

200

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

كردار نيك من چيزى نمانده ، سپس ميگويد : پروردگارا از گناهان من بر او تحميل كن سپس اشك در چشم پيامبر دوران زد و فرمود همانا آن روز روزيست كه مردم احتياج دارند به كسى كه كه گناهانشان را به گردن او گذارند . سپس خداى تعالى به آن كه حقش را ميخواهد ميگويد چشمت را برگردان بسوى بهشت ببين چه ميبينى ، سپس سرش را بلند مىكند مىبيند آنچه كه او را شگفت آورد از خوبى و نعمت عرض مىكند پروردگارا اينها براى كيست ؟ ميفرمايد : براى هر كس كه بهايش را به من بدهد عرض مىكند چه كسى مالك بهايش مىشود ؟ مىفرمايد : تو . عرض مىكند چطور من مالك ميشوم . ميفرمايد بگذشت تو از برادرت عرض مىكند خدايا از او گذشتم سپس خداى تعالى ميفرمايد بگير دست برادرت را و وارد بهشت شويد ، سپس رسول خدا فرمود : بپرهيزيد و ميان خود اصلاح كنيد . نوزدهم - انس بن مالك گفت : برسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم عرض كردند اولياء خدا آنان كه نه بيم نه اندوه بر آنانست كيستند ؟ فرمود : آنان كه به باطن دنيا نگاه كردند هنگامى كه مردم به ظاهر دنيا نگاه كردند ، همت گماردند بآينده‌ى دنيا هنگامى كه مردم بنقدى دنيا همت گماردند پس كشتند آنچه را كه ترسيدند آنان را بكشد واگذاردند از دنيا آنچه را كه ميدانستند به زودى ايشان را وامىگذارد پس هر چه از دنيا بر آنان عارض ميشد دور مىافكندند و فريب نميداد آنان را كسانى كه دنيا بلند كرده فريب دهنده‌اى مگر اينكه آن را پست ميكردند آفريده شده بود دنيا پيش از ايشان پس آن را تازه نميكردند و ميانه‌شان خراب شده بود آبادش نميكردند دنيا در سينه‌هايشان مرده بود دوستش نميداشتند بلكه ويرانش ميكردند و آخرت‌شان را بوسيله‌ى دنيا بنا ميكردند ، دنيا را ميفروختند و آخرت ميخريدند چيزى از دنيا بر ايشان نماند نگاه باهل دنيا كردند همه به زمين افتاده بلاها آنان را فرا گرفته پس امنيتى سواى آنچه اميدوارند نمىبينند بيمى جز همان كه ميترسند نمىبينند .